ای یوسف خوش نام ما

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما

ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما

جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما

ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما

آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما

ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما

پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما

در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دل

وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما

 

دیوان شمس ،مولانا

 


/ 14 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همسفر جاده دلتنگی

باد آمد و طوفان شد و دین مرا برد باد آمد و موى شما ... استغفرالله دیدم شما را یک نظر اما پس از آن چشم من و روى شما ... استغفرالله مجرم شمایى، حامل چندین سلاحى تیزى ابروى شما ... استغفرالله دیگر برایم حدس اینکه هستى یا نه آسان شده ... بوى شما ... استغفرالله تنها نه چشم و قد و لبخندت دلم برد خلق شما خوى شما ... استغفرالله چیز زیادى که نمى خواهم جز اینکه یک لحظه پهلوى شما ... استغفرالله دل را به دریا مى زنم مى آیم آخر با دسته گل سوى شما ... استغفرالله هم ترش ... هم شیرین ... همه جورش مفید است لب های لیموی شما ... استغفرالله «محسن طاهرى»

همسفر جاده دلتنگی

قدیما مهمون می اومد می گفت قبله کدوم طرفه الان نیومده میگه رمز وای فای چنده!!! :|

همسفر جاده دلتنگی

فصل ها آوارگان خورشیدند تو آواره ی کیستی، حالای سرگردان؟ تو را اواخر اسفند دیدم و دنیایم به زیبایی رسید بهار ادامه ی مهربانی تو بود تابستان پیاده می رفت و بر ماسه ردی نمی ماند و زیبایی به زیبایی نمی رسید افتادن از چشم هایت پاییز بود و زمستان ... تو آواره ی کیستی؟ «علی عبدالرضایی»

همسفر جاده دلتنگی

گفتی که در قلب تو خواهم ماند و ماندی از آن زمان قبله کمی مایل به چپ شد ... «احسان پرسا»

همسفر جاده دلتنگی

آنقدر با سرعت این عاشق شدن رخ داد که صحنه ی آهسته اش هم، آنچنان مفهوم نیست! «سید ایمان زعفرانچی»

همسفر جاده دلتنگی

نکند بوی تو را باد به هر جا ببرد خوش ندارم دل هر رهگذری را ببری «اعظم سعادتمند»

همسفر جاده دلتنگی

کجا رواست که از دست دوست هم بکشد کسی که این همه از دست روزگار کشید؟ «شهریار»

همسفر جاده دلتنگی

بخدا غنچه شادی بودم دست عشق آمد و از شاخم چید شعله ی آه شدم صد افسوس که لبم باز بر آن لب نرسید «فروغ فرخزاد»

همسفر جاده دلتنگی

ببین و نترس نترس و بگو خدا تا ابد خدای همه ست بکار و بچین بچین و ببخش زمین خدا برای همه ست

همسفر جاده دلتنگی

با هواپیما نرو، زیرا که وقت رفتنت بارش اشکم هوا را نامساعد می کند «احسان پرسا»