شهر بی یار

و خـــدا خواست که یک عــــمر نبینـــد یعـقـــوب !

شهــــر ِ بی یــــار ، مگــر ارزش دیــــدن دارد ؟!


شهریار


/ 8 نظر / 24 بازدید
الی

واقعا شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد.ندارد.....

همسفر جاده دلتنگی

شب همه بی تو كار من شكوه به ماه كردنست روز ستاره تا سحر تیره به آه كردنســت متن خبر كه یك قلم بی تو سیاه شد جهان حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه كردنست نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی لطف بهار عارفان در تو نگاه كردنســت «شهریار»

همسفر جاده دلتنگی

از زندگانی ام گله دارد جوانی ام شرمنده ی جوانی از این زندگانی ام دارم هوای صحبت یاران رفته را یاری کن ای اجل که به یاران رسانی ام پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق داده نوید زندگی جاودانی ام «شهریار»

همسفر جاده دلتنگی

بر لبِ لرزان من، فریادِ دل، خاموش بود آخر آن تنها امید جان من تنها نبود جز من و او، دیگری هم بود، امّا ای دریغ آگَه از دردِ دلم، زان عشقِ جان فرسا نبود «شهریار»

بانو

جايي که درد يار نباشد ديار نيست ...

sokoot

از عکسه خیلی خوشم اومد....عالی بوذ