تمام زندگیم

تمام زندگیم صرف » شعر « گفتن شد ...

از آن زمان که شنیدم » تو « شعر میخوانی ...


محمد رفیعی

 

/ 16 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل پامچال

یاری خواهی ز یار با یار بساز / سودت سوداست با خریدار بساز از بهر وصال ماه از شب مگریز / وز بهر گل و گلاب با خار بساز (مولوی) سلام وشب بخیر[گل]

ساجده

از نیکوکاری و مهربانی خسته نشوید ، چون زمانی که انتظارش را ندارید نتیجه و محصول آن را خواهید دید. [گل]

ترمه

قطره از دریا جدا شد و به دریا پیوست رود گفت: چه سقوطی کرد ابر گفت: قطره ای دریا شد، چه صعودی کرد . . .

ترمه

با درودی به خانه می آیی و با بدرودی خانه را ترک می گویی. ای سازنده! لحظه ی عمر من به جز فاصله ی میان این درود و بدرود نیست… احمد شاملو

الی

عکس خیلی زیباییه

کمی بودن

بسیارزیبا

شاپرک

احساس حضور خدا در همه حال همه مسائل را حل می کند [گل]

احمد

بسیار عالی ok ok ok

دنیا

شاعرش محمد رفیعی هستش نه رزاقی.