حسرت برف

چتر نمی خواهد این هوا ؛

تو را می خواهد …

 


/ 17 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختر کوچولو

من هستم و دوباره دلی بی قرار تو این کوچه های خسته ی چشم انتظار تو منظومه ی بلند غزل های ناز من! خورشید هم ستاره شود در مدار تو زیبا ترین تغزل بارانی منی می بالد عاشقانه غزل در بهار تو عطری نجیب می وزد از واژه های من هرگز نبوده این همه شعرم دچار تو بخشیدم عاشقانه دلم را به چشمهات باشد که بی بهانه شود در کنار تو جایی که عشق نیز دچار تو می شود از من عجیب نیست شوم بی قرار تو رضا قريشي نژاد[گل]

دریا

برف بارید و خدا پاكی خود را به زمین هدیه كرد. زمین مغرور شد كه سفید است، پاك است چون دل خدا… و خدا با آفتابی، اشتباه زمین را به وی گوشزد كرد...[گل][گل][گل]

دریا

کاش می شد غم دلها را نگاشت کاش می شد ماه را صفحهً دل کرد وز خوبی و بدی در آن نگاشت کاش می شد اشکها را بوسید و گل یاد و بوئید کاش می شد به قناری فهماند که زمستان زیباست!

سپیده

واااااااااااو چقدر لطیف و شاعرانه بود نوشته تون [دست] تصویری که گذاشتید محشره آدم دلش میخواد بره تو اون خونه ببینه اونجا چه خبره ؟؟؟[متفکر]

همسفر جاده دلتنگی

نگارم گفت: بیرون كردم از دل مهر یغما را بگو من مرغ كیوان رفعتم، در دل نمی‌گنجم «یغمای خشتمال»

همسفر جاده دلتنگی

ای آنکه دست بر سر من می‌کشی! بگو فردا دوباره موی که را شانه می‌کنی؟ «فاضل نظری»

همسفر جاده دلتنگی

چرا در آخر هر جمله ای که می گویم تو ای نشانه ی پرسش نشسته ای به کمین «قیصر امین پور»

همسفر جاده دلتنگی

لاله زاریم و شراب از دل خود می نوشیم محفلی نیست به سرمستیِ خونین جگران «هادی حسنی»

ترنم باران

قفس یعنی دهان من وقتی زبانم روی اسم تو قفل می شود !

خسرو پیری

شیشه های شکسته تعویض می شوند . . . پل های شکسته ، تعمیر . . . آدم های شکسته ، فراموش ! [گل][گل][گل][گل]