خط رخسار

تا تو باشی غزلم جای کسی غیر تو نیست

و در این قافیه ها جز خطِ رخسارِ تو نیست

گر کسی شعر مرا وزن کند، وزن تو است

همه ی گرمی آن جز تبِ تبدار تو نیست

شاعر دفتر من حالت گیسوی تو بود

تو فقط شانه نزن باقی آن کار تو نیست

کل دارایی من خفته در این ابیات است

خوب من باز بمان، شعر که سربار تو نیست

رخِ مهتابی و من دست دلم کوتاه است

مبتلایت که خودش لایقِ تیمار تو نیست

کار عالم گره اش کور شده اخم گُشا

که جز این خنده دوا از برِ بیمار تو نیست

 

یوسف مهدوی فر

 

/ 11 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hasti

به صدای رعد و برق حسادت میکنم ... "آسمـان" چه راحت دردش را فریاد میزند...

hasti

ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻫــﺂ ﺑﮕــﺬﺭ ! ﺩﻟـَـﺖ ﺭﺍ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﮐﻦ ﻧـ ـﺂﺭﺍﺣﺖِ ﺍﯾﻦ ﻧﺒـ ـﺎﺵ ﮐﻪ ﭼـ ـﺮﺍ ﺟﺎﺩﻩ ﯼ ﺭﻓﺎﻗــَـﺖ ﺑﺎ ﺗـ ـﻮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮑــ ﻃﺮﻓﻪ ﺍﺳﺘــ . . . ﻣﻬــﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﮔﺮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻃﺮﻓــﻪ ﺍﯼ . . . ﺷــﺎﺩ ﺑﺎﺵ ﮐــﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻢ ﻧﮕﺬﺍﺷﺘـﻪ ﺍﯼ ﻭ ﺑﺪﻫﮑــﺎﺭِ ﺧﻮﺩﺕ ، ﺭﻓﺎﻗـﺖ ﻭ ﺧﺪﺍﯾﺘــ ﻧﯿﺴﺘﯽ . .

hasti

وسعت دوست داشتن را اندازه نگیر... زیادش هم کم است... تنها با آن سیراب شو... رشد کن... شکل بگیر... و کامل شو... خودِ دوست داشتن مهم است... نه زمانش... نه پایداری اش... نه مالکیتش... و نه حد و حدودش... سرت را بالا کن... نگاه کن... دوست داشتن خدا را ببین... یاد بگیر که دوست داشتنت را کادو پیچ نکنی...

hasti

"تنها" بمان... تنهایی پاک است... اینجا آدم ها "تن"ها داده اند تا تنها نمانند !.!.! ﺗﻨﻬﺎﯾـــــﯽ ﻋـــــﺎﺭ ﻧﯿﺴـــــﺖ !!... ﺍﺗﻤـــــﺎﻡِ ﺣﺠـــــﺖ ﺍﺳـــــﺖ ﺑـــــﺎ !! ... ﺁﻏﻮﺵ ﻫـــــﺎﯼِ ﺑﯽ ﺩﺭ ﻭ ﭘﯿﮑـــــﺮ....□□

عشق

ممنون داداشی فدات تو هم لینکی

مسیح

سلام رفیق یادی از ما نمیکنی امیدوارم حالت خوب باشه دوستم آپم اگر مایل بودی سر بزن[لبخند]

محدثه

و تو ای مهربان مرا یاد کن ، آن دم که خدا را تلاوت میکنی شاید به صداقت قلب پاکت ، من نیز اجابت شوم . . .

شاپرک

باران که می بارد تو در راهی از دشت شب تا باغ بیداری از عطر عشق و آشتی لبریز با ابر و آب و آسمان جاری تا عطرِ آهنگ تو می رقصد تا شعر باران تو می گیرد[گل]

حبابها

ممنون زیبا بود[گل]