زورق

گاه آرزو می‌کنم زورقــــی باشم برای تو

تا بدانجا برمت که می‌خواهی ...

 

/ 8 نظر / 15 بازدید
پرچین خاطره

بر ما رقم خطا پرستی همه هست بدنامی و عشق و شور و مستی همه هست ای دوست چو از میانه مقصود توئی جای گله نیست چون تو هستی همه هست مولوی

دختر کوچولو

زمین از دلبران خالی ست یا من چشم و دل سیرم ؟ که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم[گل]

همسفر جاده دلتنگی

کسی که مرا به خاطر خوبی هایم می خواهد نمی خواهم ... کسی را می خواهم که با دانستن بدی هایم باز هم مرا بخواهد! «ارنستو ساباتو»

همسفر جاده دلتنگی

درد دارد ... وقتی ساعت ها می نشینی و به حرف هایی که هیچ وقت قرار نیست بگویی فکر می کنی!

همسفر جاده دلتنگی

گاهی نیاز داریم بی خیال شویم بی خیال گذشته بی خیال آینده بی خیال احساس، بی خیال اگرها و شایدها گاهی لازم است بگوییم هر چه باداباد ...

همسفر جاده دلتنگی

کم سرمایه ای نیست داشتن آدم هایی که حالت را بپرسند! ولی ... از آن بهتر داشتن آدم هاییست که وقتی حالت را می پرسند بتوانی بگویی: خوب نیستم ...

khodai

لاااااااااااایک[گل][گل][گل][گل][گل]

شعیب

سلام درست متر کنیم آدمها قد خودشانند نه قد تصورات ما