تقویم زندگی

دارم تقویم زندگیمو ورق میزنم !

همش روز خوب بوده خدایی


دور از تو آنچه سمت چپ سینه ی من است “دل” نیست

موزه ی درد معاصر است . . .

/ 34 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فلورا

کلامی از شیخ بهائی(1) آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا : اگر بسیار کار کند، می‌گویند احمق است ! اگر کم کار کند، می‌گویند تنبل است! اگر بخشش کند، می‌گویند افراط می‌کند! اگر جمعگرا باشد، می‌گویند بخیل است! اگر ساکت و خاموش باشد می‌گویند لال است!!! اگر زبان‌آوری کند، می‌گویند ورّاج و پرگوست ..!

فلورا

کلامی از شیخ بهائی(2) اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گویند ریاکاراست!!! و اگر نکند میگویند کافراست و بی‌دین .....!!! لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد و جز از خداوند نباید ازکسی ترسید. پس آنچه باشید که دوست دارید. شاد باشید ؛ مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.

زبل خان

میخواهم اعتراف کنم.... کم اورده ام.... توی که اسمت تقدیره.....سرنوشته... قسمته....هرچی که هست... دست بردار از سرم....خیلی خسته ام..

ارمغان

ﺁﺩﻣﻬﺎ "ﻣﻲ ﺁﻳﻨﺪ ﮔﺎﻫﻲ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﺕ ﻣﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﮔﺎﻫﻲ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﺕ، ﺁﻥ ﻫﺎ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﺕ ﻣﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﻤﺴﻔﺮ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ. ﺁﻥ ﻫﺎ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﺕ ﻣﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﺠﺮﺑه ای ﺑﺮﺍﻱ ﺳﻔﺮ. ﮔﺎﻫﻲ "ﺗﻠﺦ" ﮔﺎﻫﻲ "ﺷﻴﺮﻳﻦ" ﮔﺎﻫﻲ ﺑﺎ ﻳﺎﺩﺷﺎﻥ"ﻟﺒﺨﻨﺪ" ﻣﻲ ﺯﻧﻲ ﮔﺎﻫﻲ ﻳﺎﺩﺷﺎﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺍﺯ "لبانت" ﺑﺮﻣﻲ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﺗﻮ .....ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ.. ﺑﻪ ﺗﻠﺦ ﺗﺮﻳﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﻳﺖ.. ﺣﺘﻲ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﻤﺴﻔﺮ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﺕ ﺑﺪﺍﻧﺪ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻮﺩ؛ ﻫﺮﭼﻪ ﮔﺬﺷﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﺤﻜﻢ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻭ ﻫﺮﺭﻭﺯ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﻨﺎﺭ ﺍﻭ ﻗﺪﻡ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻦ، ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻣﻲ ﺁﻳﻨﺪ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺁﻣﺪﻥ ﺑﺎﻳﺪ ﺭﺥ ﺑﺪﻫﺪ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺑﺪﺍﻧﻲ "ﺁﻣﺪﻥ" ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﺑﻠﺪﻧﺪ ﺍﻳﻦ "ﻣﺎﻧﺪﻥ" ﺍﺳﺖ ﻛﻪ" ﻫﻨﺮ "ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫد

ارمغان

آیینه پرسید: که چرا دیر کرده است ؟ نکند دل دیگری او را اسیر کرده است ؟ خندیدم و گفتم : او فقط اسیر من است تنها دقایقی چند تاخیر کرده است . آیینه به سادگیم خندید و گفت : احساس پاک ، تو را زنجیر کرده است گفتم : از عشق من چنین سخن مگوی گفت: خوابی ! سالها دیر کرده است در آیینه به خود نگاه می کنم آه !!! عشق تو عجیب مرا پیر کرده است راست گفت آیینه که منتظر نباش ، او برای همیشه دیر کرده است …

ارمغان

عشق قصه ای نیست که با یکی بود یکی نبود آغاز بشه ، عشق کلاغی بود که هرگز به خانه اش نرسید

ارمغان

هیچگاه دلت را به روزگار مسپار که دریایی از ناامیدی ست … دلت را به خدا بسپار که سراسر امید است

ارمغان

خدایا ، راهی نمی بینم ، آینده پنهان است … اما مهم نیست ، همین کافیست که تو راه را می بینی و من تو را …

فاطمه

باری که خدا روی شونه ام گذاشته اونقدر سنگین نیست که کمرمو بشکنه ، فقط اونقدری سنگینه که منو برای دعا به زانو دربیاره[لبخند]

همسفر جاده دلتنگی

وقتی می شود با ایمان با خدا راه برویم دیگر نیازی نیست با ترس بدویم!