آخرین عدد

اندازه ی آخرین عدد خواستمت

زیباتر از آنچه هست آراستمت


حالا که بزرگ گشته عشق من و تو!!!

یکباره نگویی که.......نمی خواستمت!!!

 

ناصر عاشقی

 


/ 23 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارمغان

وواااای ... چه بارونی گرفته یزد... باور نکردنیه... خیلی قشنگه... خیلی.......[قلب][گل][قلب][فرشته][فرشته]

ارمغان

بیشتر مردم خودخواه و خودپرستند، تو اما آنها را ببخش. اگر صمیمی و مهربان باشی، تو را به انگیزه های دیگر متهم می کنند، تو اما صمیمی و مهربان باقی بمان. اگر شریف و صادق باشی فریبت می دهند، تو اما هنوز هم شریف و صادق بمان. آنچه سالها ساخته ای را یکشبه ویران می کنند، تو اما باز هم بیافرین و بساز. هر چه امروز خوبی کنی، فردا فراموش می کنند، تو اما همواره خوبی کن. اگر بهترین پاره های جانت را به جهان ببخشی، هرگز کافی نیفتد، تو اما بهترین پاره های جانت را ببخش تا در برابر وجدان خویش بدرخشی.. اینست حقیقت آرمانهای یک زندگی. زیرا فقط همین است که به جا می ماند!

پیشتاز اسپرت

به دنبال خدا نگرد! خدا دربیابانهای خالی از انسان نیست! خدا در جاده های بی انتها نیست! به دنبالش نگرد.......! خداوند در قلبیست که شاد میکنی! و در لبخندیست که هدیه میکنی!

شعله ای سوخته

شعر زیبایی بود. پسندیدمش[گل]

ترمه

گر اولین دکمه پیراهن خود را اشتباه ببندید همه دکمه ها مطمئنا اشتباه بسته خواهد شد همیشه در اولین قدم دقیق و منظم باشید و با خیال آسوده از ادامه کار لذت ببرید . . .

همسفر جاده دلتنگی

زندگی فردا نیست، زندگی امروز است، زندگی قصه ی عشق است و امید، صحنه ی غم ها نیست. به چه می اندیشی؟ نگرانی بیجاست، عشق اینجا و تو اینجا و خدا هم اینجاست، پای در راه گذار، راهها منتظرند، تا تو هر جا که بخواهی برسی، پس رها باش و رها، تا نماند قفسی ...

همسفر جاده دلتنگی

حال و هوای اين روزام مثل فردای پس از طوفانه ... تازه می فهمی و مي بينی چه چیزهايی خراب شده و چه چيزها و چه افرادی رو از دست دادی ... فقط آرام قدم مي زنی بين خرابی ها ... بين خاطراتت ... و فقط نگاه مي کنی ...

همسفر جاده دلتنگی

در شعرهای من ممکن است ماه، راه شود و کوه، دریا اما درد کماکان همان است که بود ...