تا تو بودی در شبم ،من ماه تابان داشتم

روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم

حال اگر چه هیچ نذری عهده دار وصل نیست

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم

یک زمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم

ماجراهایی که با من زیر باران داشتی

شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم

بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود

من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟!

ساده از «من بی تو می میرم» گذشتی خوب من!

من به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم

لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید

تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم!!

 

کاظم بهمنی

 

/ 16 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارمغان

چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی وزد

ارمغان

انگارپاى ثانيه ها لنگ مى شود وقتى دلى براى دلى تنگ مى شود

ترمه

من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو هرکسی می خواهد وارد خانه پر عشق و صفایم گردد یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی می کوبم روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانه ی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر "خانه دوست کجاست؟ "(فریدون مشیری)

ترمه

زندگی چرخــــــش ثانیه هاست♥ زندگی پر زدن شاپــرکی ست♥ زندگی از مـن و تـــوست♥ زندگی آینـه پـنـــدار است♥ زندگی سخت تـــــر از سنگ که نیست♥ زندگی وحشـــــــی نیست♥ زندگی ایـــنجـاست♥ زندگی نـــــــرم چو برف است که برآن پا بنهی♥ زندگی در همــــــه جا جوشان است♥ زندگی خالی نیست ، خــــدا هست ، عشــــــق هست ، امیــــد هست... ♥♥♥

ترمه

--♥ ----♥ ------♥ --------♥ ---------♥ -----------♥ •’``’•,•’``’•, .’•,`’•,*,•’`,•’ ♥♥سپاس♥♥

دریا

رفاقت ایستادن زیرباران وباهم خیس شدن نیست,رفاقت آن است که یکی برای دیگری چترشودودیگری نفهمدکه چراخیس نشد[گل]

فائزه

خیلی خوشگله این عکس.....و متن.

همسفر جاده دلتنگی

هیچ چیزی شما را زندانی نمی کند مگر افکارتان هیچ چیزی شما را محدود نمی کند مگر ترستان و هیچ چیزی شما را کنترل نمی کند مگر عقایدتان «ماریان ویلیامسون»

همسفر جاده دلتنگی

چرا می ترسی؟ چرا نیمه های شب از خواب می پری؟ مرگ، آن چه را که زندگی خواهی کرد می تواند از تو بگیرد نه آن چه را که زندگی کرده ای ... «فضیل حسنو داغلارجا»