دنیایی کوچک

دنیا کوچکتر از آن است

که گم شده ای را در آن یافته باشی

هیچ کس اینجا گم نمی شود

آدم ها به همان خونسردی که آمده اند

چمدانشان را می بندند

و ناپدید می شوند

یکی در مه

یکی در غبار

یکی در باران

یکی در باد

و بی رحم ترینشان در برف

آنچه به جا می ماند

رد پائی است

و خاطره ای که هر از گاه پس میزند

مثل نسیم سحر

پرده های اتاقت را


عباس صفاری

 

/ 8 نظر / 20 بازدید
همسفر جاده دلتنگی

آسمان هم گاهی دلش می گیرد! من که انسانم ...

همسفر جاده دلتنگی

حرف دلت را امروز بگو ... اگر امروز گفتی، می شود ... "حرف دل" اگر فردا گفتی، می شود ... "درد دل"

همسفر جاده دلتنگی

سلامی از دلی تنها دلی آکنده از غمها گهی بی یار، گهی با یار گهی از زندگی بیزار گهی گریان، گهی خندان گهی رنجیده از یاران سلام ای بهتر از باران

کمی بودن

وچه غمناک.....

مریم

به دست من فتاده آن داس ویرانگر عشق و من از کف ندهم این دشنه ی کهن تنهایی را