هنوز بنده اویم !!

مگر نسیم سحر بوی زلف یار منست

که راحت دل رنجور بی‌قرار منست

به خواب درنرود چشم بخت من همه عمر

گرش به خواب ببینم که در کنار منست

اگر معاینه بینم که قصد جان دارد

به جان مضایقه با دوستان نه کار منست

حقیقت آن که نه درخورد اوست جان عزیز

ولیک درخور امکان و اقتدار منست

نه اختیار منست این معاملت لیکن

رضای دوست مقدم بر اختیار منست

اگر هزار غمست از جفای او بر دل

هنوز بنده اویم که غمگسار منست

درون خلوت ما غیر در نمی‌گنجد

برو که هر که نه یار منست بار منست

به لاله زار و گلستان نمی‌رود دل من

که یاد دوست گلستان و لاله زار منست

ستمگرا دل سعدی بسوخت در طلبت

دلت نسوخت که مسکین امیدوار منست

و گر مراد تو اینست بی مرادی من

تفاوتی نکند چون مراد یار منست

/ 29 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارمغان

چــه زیبــاست وقتـی میفهمـی کسـی زیــر ایـن گنبد کبــود انتظــارت را میـکشد ؛ چــه شیــرین است طعــم چنـد کلمــه کــه میگــوید : کجــایــی …؟

ارمغان

به آدمای توی فیلما که… آخرش خوشبخت می شن حسودیم می شه… خدایـــا… نمی خوای یه ذره بزنی بره جلو..؟

raha

آنقــدر خــوب بــــاش، کـه بزرگتــرین تنبیـهت بـرای دیگــران، گرفتـن خـودت از آنها باشـد...!!!

raha

آنقــدر خــوب بــــاش، کـه بزرگتــرین تنبیـهت بـرای دیگــران، گرفتـن خـودت از آنها باشـد...!!!

ارمغان

دریا را بی خیال زمین جواب نمی دهد دیگر دل به آسمان زده ام

ارمغان

هرگاه خبر مرگم را شنیدی در پی مزاری باش که بر سنگش نوشته : ساده بودم ، باختم ..!

ارمغان

قلبی خاکی داشتم ، آدما خیسش کردند گِل شد ، بازی کردند ، خشک شد ، خسته شدند زدند شکستند ، خاک شد ، پا رویش گذاشتند ، رد شدند

دختر کوچولو

اگر به دست من افتد فراق را بکشم که روز هجر سیه باد و خان و مان فراق[گل]

ساجده

ایستادگی کن تا روشن بمانی ؛ شمع های افتاده خاموش می شوند … " استاد حسین الهی قمشه ای "