/ 8 نظر / 13 بازدید
پروانه ات خواهم ماند...

ماهی ها نه گریه می کنند نه قهر و نه اعتراض! تنها که می شوند قیدِ دریا را می زنند و تمام مسیر رودخانه را تا اولین قرار عاشقی شان برعکس شنا می کنند!

دانا

می لرزم و ضعف دید دارم دکتر مجنونم و شکل بید دارم دکتر لبهای من از تب جنون می سوزند بوسیدگی شدید دارم دکتر

Nafas

تا دوباره دیدنت … این رختخواب را وارونه خواهم خوابید … خیانت است به تو …! سر بر کنار خیالت گذاشتن … ...... اپم..[گل][گل][گل]

دانا

نه ... روبروی تو بازنده اند حالا هم قمار بازترین مردهای دنیا هم زمین زدم ورقی را شروع شد بازی ولی به قصد - فقط - روبروشدن با هم اگرچه می دانستی - اگر چه می دیدم در این مقابله جز باختن نمی خواهم طنین قهقه ات در تبسمم می ریخت هجوم زلزله ات در غرور گهگاهم سیاه و سرخ گره خورده بود و پیدا بود جنون دست تو در تک تک ورقهاهم در این نبرد، فقط بی بی دل ات کافیست برای کشتن پنجاه ویک ورق باهم بدست داشتی آن قدر دل که می لرزید دل سیاه ترین برگه های بالا هم مرا به باخت کشاندی ولی نیفتادم به این امید که روز خداست فردا هم شروع می شود این بازی تمام شده اگر زمین بزنی برگ آخرت را هم

سپیده

مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی، بدان که زندگی می کنی …

شاپرک

به کم نور ترين ستاره ها قانع باش ، چرا که چشم همه به سوي پر نور ترين ستاره هاست...[گل]

مریم

“خدایا” به هیچکس آنقدر درد نده که آرامش رو توی مرگ ببینه…” آمین