ساحل خسته

این ساحل خسته را تو پیدا کردی

این موج نشسته را تو برپا کردی

من خامُش و خسته خفته بودم ای عشق

مرداب دل مرا تو دریا کردی

 

 

مرحوم مجتبی کاشانی

 

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

سر به زیر و ساکت و بی دست و پا ، میرفت دل ... یک نظر روی تو را دید و حواسش پرت شد ... عباس رزاقی

ترمه

هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند اما همه می توانند از همین حالا شروع کنند و پایان تازه ای بسازند.

وحید53

موجش طبیعیت موج های روزگار

دریا

فقط موجهای دریا هستن که عاشقن با اینکه میدونن اگر به ساحل برسن میمیرن بازهم برای رسیدن بیقراری میکنن...[گل]

فائزه

تصویر و متن واقعن زیباست

مهدیس

زیبابود...بااجازه کپی!!!

الی

عالییییییییییییییییییییی بود[دست][دست][دست]

همسفر جاده دلتنگی

همیشه کسانی هستند که در نهایت دلتنگی نمی توانیم آنها را در آغوش بگیریم بدترین اتفاق شاید همین باشد «ایلهان برک» ترجمه : سیامک تقى زاده

همسفر جاده دلتنگی

دلم برای تو تنگ شده است اما نمی‌ دانم چه کار کنم آرام می‌ گریم حال آدمی را دارم که می‌ خواهد به همسرِ مُرده‌اش تلفن کند اما نمی‌ کــند چـرا که به خوبی می‌داند در بهشت گوشی‌ ها را برنمی‌ دارند «رسول یونان»

همسفر جاده دلتنگی

همراهت می آیم تا آخر راه و هیچ نمی پرسم هرگز با تو اول کجاست ؟ با تو آخر کجاست ؟ «عباس معروفی»