پی یلدا رفتن

دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود
هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد......
دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟
گله هارابگذار!
ناله هارابس کن!
روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی!
زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را...
فرصتی نیست که صرف گله وناله شود!
تابجنبیم تمام است تمام!!
مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت....
یاهمین سال جدید!!
بازکم مانده به عید!!
این شتاب عمراست ...
من وتوباورمان نیست که نیست!!
***زندگی گاه به کام است و بس است؛
زندگی گاه به نام است و کم است؛
زندگی گاه به دام است و غم است؛
چه به کام و
چه به نام و
چه به دام...
زندگی معرکه همت ماست...زندگی میگذرد...
زندگی گاه به نان است و کفایت بکند؛
زندگی گاه به جان است و جفایت بکند‌؛
زندگی گاه به آن است و رهایت بکند؛
چه به نان
و چه به جان
و چه به آن...
زندگی صحنه بی تابی ماست...زندگی میگذرد...
زندگی گاه به راز است و ملامت بدهد؛
زندگی گاه به ساز است و سلامت بدهد؛
زندگی گاه به ناز است و جهانت بدهد؛
چه به راز
و چه به ساز
و چه به ناز...
زندگی لحظه بیداری ماست زندگی میگذرد.

/ 13 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

سلام و عرض ادب ممنونم آقا پویا که به وبلاگ منم سر زدی وبلاگ بسیار زیبا و امید بخشی داری موفق باشی[گل][گل][گل]

ارمغان

وقتی سوار بر تاب زندگی شدی، دست روزگار هلت می دهد؛ ولی قرار نیست تو بیاُفتی! اگر بی تاب نباشی و خودت را به آسمان گره زده باشی، اوج می گیری … به همین سادگی

جهان پاک

من و تو باورمان نیست که نیست[ناراحت]

یگانه

میشود خوبترین قسمت دنیا با تو گر که توفیق شود یک شب یلدا با تو بی تماشای تو با این همه غم ها چه کنم ؟ تو نباشی گل من با شب یلدا چه کنم...؟

آرزو

به کســـی که با توسـ ـت حسادتـــ نمــ ـی کنـ ـم، من آن قدر با تواَم که نمی توانـــی با کس دیگری باشیــــ

محمدرضا

آرامش آن است که بدانی در هر گام دست تو در دست خداست. لحظه هایت آرام..... ------------------------------------------ سلام اگه افتخاربازدید دادید وبالینک موافق بودی خبرم کن اسم وبلاگم جاذبه های طبیعی وگردشگری کتول-محمدرضاافراز

دختر کوچولو

دورباد اندیشه ی بیهودگی ازخاطرت جاوید. برشما خوش بگذرد ایام[گل]

الی

این شعرتون واقعا عالیه و میشه گفت شعر برگزیده پاییزتون.

فاطمه

دیـــــروز ، سبــــــز امـــــروز ، قهوه ای فـــــردا به رنگِ زرد روزی دگر به رنگِ فراموشی، نیـــستی اینست سرگذشتِ پُر از رنگ و نقشِ برگ در روزهایِ مرگ ... //// مجتبی کاشانی