چراغ سبز

آرام تر...

به سمت من بیا

چراغ سرخ را

ردنکن

تمام شهرفهمیدند

به تو چراغ سبزنشان می دهم.

مرضیه اکرمی

 

/ 85 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارمغان

میخواستم از عشق بنویسم از حس خوب عاشق شدن از طعم شیرین دلدادگی از تپیدن های عاشقانه قلب از تبسم شیرین مانده بر چهره ی عشاق ولی نگذاشتند ! گفتند ننویس جرم است مجازات دارد دروغگویی ! محکوم میشوی بیچاره ... اینجا همه عشاق تحت تعقیب اند اینجا اگر عاشق شوی مجنون صدایت میکنند اگر دلت را تقدیم کنی با سو ظن نگاهت میکنند اگر قلبی به قرمزیه عشق بکشی تیری از میانش میگذرانند و آنقدر گفتند و شنیدم که حالا به خوبی فهمیده ام اینجا نباید عاشق شد ... نباید دل سپرد ... نباید از لیلی و مجنون چیزی نوشت و نباید به دروغ لب گشود ! اینجا باید صادق بود ... و صداقت یعنی عشق هم مثل شیرین ِ فرهاد فقط یک افسانه است

یگانه

چرا نیستین؟به سلامتی خوش می گذرونین؟

احمد صفری

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است . سهراب سپهری[گل]

دریا

صفایی بود دیشب باخیالت خلوت مارا ولی من باز پنهانی تو را همآ رزو کردم

ارمغان

معنی لبخند چیست؟ شور سرازیری است حال پس از گریه است در پس یک کوه سخت لذت یک قله است معنی پیروزی است در سر این سرنوشت خنده دوای من است مرهم زخم دل است بر سر هر ماجرا هرچه توانی بخند داد نزن شاد باش میگذرد روزگار "هوشنگ هوشنگی

ارمغان

نه تو می مانی نه اندوه و نه ، هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود ، قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم ، خواهد رفت آن چنانی که فقط ، خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز تو به آیینه نه آیینه به تو ، خیره شده است تو اگر خنده کنی ، او به تو خواهد خندید و اگر بغض کنی آه از آیینه دنیا ، که چه ها خواهد کرد گنجه دیروزت ، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف بسته های فردا ، همه ای کاش ای کاش ظرف این لحظه ، ولیکن خالی است ساحت سینه ، پذیرای چه کس خواهد بود غم که از راه رسید ، در این سینه بر او باز مکن تا خدا ، یک رگ گردن باقی است تا خدا مانده ، به غم وعده این خانه مده

ترنم باران

از تمام دلخوشی های جهان دل کنده ام روز و شب چشم انتظار لحظه ی جان کندنم باز در آئینه تصویرم کمی نا آشناست از صدای خویش می پرسم که این آیا منم؟!

مهسا

آفرين استاد پست زيبايي بود [دست]

ترنم باران

یادت ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ .. ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ ، ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻮ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﯾﺎ ﺯﺷﺖ ... ﭼﺎﻗﯽ ﯾﺎ ﻻﻏﺮ ... ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ ﻣﯽﺟﻨﮕﺪ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﻡ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺎﺷﺪ.. ﺑﺮﺍﯼ ﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻨﺖ ، ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ ... ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﻣﺎﯾﻪ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺶ ... ﻣﺎﻟﺶ ... شخصییتش ... حتی ﺁﺑﺮﻭ ﻭ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭﺵ ... ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺗــــــﻮ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﺎﺷﯽ