چشم در راهم

هنوز هم که هنوز است عاشق ماهم

ولی بدون تو مهتاب را نمی خواهم

برای آمدنت گرچه راه کوتاه است

هنوز هم که هنوز است چشم در راهم

سلام ... روز قشنگی ست ... دوستت دارم ...

چقدر عاشق این جمله ‫های کوتاهم

هوای بودن یک عمر با تو را دارم

منی که دلخوش دیدارهای گهگاهم

برای گفتن یک حرف عاشقانه فقط

اسیر سخت ترین زخم های جانکاهم

بدون تو همه ی لحظه ‫ها به این فکرند

که تیغ را بگذارند بر گلوگاهم



مرتضی کردی

 

/ 13 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همسفر جاده دلتنگی

اگر دیدی آدمی با تنهاییش حال می کنه بدون راز قشنگی تو دلش داره و اگه تونستی حریم این تنهایی رو بشکنی بدون تو از رازش قشنگتری ...

همسفر جاده دلتنگی

تو اگر دلگیری لحظه ای چشم ببند، اندکی اشک بریز و بخوان نام مرا، به تو من نزدیکم، نام من یزدان است لقبم ایزد پاک، تو مرا زمزمه کن ... خواهم آمد سویت بی صدا یادم کن، یا که فریادم کن، که منم منتظر فریادت ...

همسفر جاده دلتنگی

دیروزت خوب یا بد گذشت و امروز روز دیگری ست قدری شادی با خود به خانه ببر راه خانه ات را که یاد گرفت فردا با پای خودش می آید شک نکن ...

همسفر جاده دلتنگی

باران ... اکسیر عاشقی ست می بارد و به هم نزدیک می شویم ...

همسفر جاده دلتنگی

دنیا پر از آدم هایی ست که همدیگر را گم کرده اند ... «عباس معروفی»

همسفر جاده دلتنگی

تو روزهای رفته ی عمر منی و من آنقدر ساده ام که به برگشتنت خوشم «جواد منفرد»

همسفر جاده دلتنگی

آن روز که از درد خزان جان دادم بر وحشت باغ لخت پایان دادم از کوری چشم روزهای پاییز پیراهت خود را به درختان دادم «سورنا جوکار»

همسفر جاده دلتنگی

خزان به یمن تو چشم و چراغ تقویم است که خلقت تو درین فصل اتفاق افتاد «حسین منزوی»

همسفر جاده دلتنگی

نگاهی ضامن آهو! هوا سرد است ... می چسبد به دور از چشم های خادمانت خواب خرگوشی! «علیرضا قنبری»

ترمه

کسی که ندای درونی خود را می شنود، نیازی نیست که به سخنان بیرون گوش فرا دهد.