تماشای تو

من تماشای تو می کردم و غافل بودم


کز تماشای تو خلقی به تماشای منند !!!


هوشنگ ابتهاج

/ 7 نظر / 17 بازدید
khodai

خخخخخخخخخخ اینااااااااااااا؟؟؟؟؟[خنده]

کتایون

من تماشای تو می کردم و غافل بودم کز تماشای تو خلقی به تماشای منند گقته بودی که چرا محو تماشای منی و چنان محو که یکدم مژه بر هم نزنی مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو بقدر مژه بر هم زدنی سلام.وبلاگی با متن های زیبا دارید....

الی

چه باحالن اینا!!!!!!!!!!!!!

پری

این روزهای نفس تنگ خورشید نادان جلوه می کند و ماه خجالتی گاهی فقط سرکی می کشد به خیالات دریا من هر روز یک قدم دورتر می شوم از خدا نزدیکتر به خودم در خواب آه اجل! پلک نزن انگار بنیاد باور ما هنوز برای صدا خیس است

صبور

گاهی هیچ چیزی برای از دست دادن ندارم ، لم میدهم و به بدبختیهایم لبخند میزنم... مردم فکر میکنند هیچ مشکلی ندارم اما زندگی بدون مشکل فقط یک خواب است... آدم هم نمی تواند همیشه بخوابد!

پرچین خاطره

کسی نگفت فقط خدا! غیر خدا را دوست داشته باش ولی فقط برای خدا!