غرق تمنا

 

زمین در انتظار تولد یک برگ.....

من در حال شمارش معکوس.....

صفر همیشه پایان نیست.......

گاه آغاز پرواز است.......

/ 19 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افتاب

دشمنتون شرمنده آقاپویا[گل]

افتاب

توی این روزای آخرسال ٢ تاجمله هست که بایدبگم ١- تشکربرای بودنت درسال گذشته ٢- آرزوبرای داشتنت درسال آینده (پیشاپیش سال نومبارک) ??وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیری توش هست. ??وقتی مشکل پیش بیاد ، حتما حکمتی داره. ??وقتی کسی را از دست میدی ، حتما لیاقتت را نداشته. ??وقتی تو زندگیت ، زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری. ??وقتی بیمار میشی ، حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده. ??وقتی دیگران بهت بدی می کنند ، حتماً وقتشه که تو خوب بودن خودتو نشون بدی. ??وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش میاد ، حتماً داری امتحان پس میدی. ??وقتی همه ی درها به روت بسته میشه، حتماً خدا می خواد پاداش بزرگی بابت صبر و شکیبایی بهت بده. ??وقتی سختی پشت سختی میاد ،حتماً وقتشه روحت متعالی بشه. ??وقتی دلت تنگ میشه ، حتماً وقتشه با خدای خودت تنها باشی... ?????????? اسفند شد وقت کوچ کردن به فروردین وقت بخشیدن و صاف کردن دل.♥?? پس ببخش اگر با نگاهی یا صدایی یا زبانی بر دلت زخمی زدم... .•°``°•.¸.•°``°•. ( EYDE ) `•.¸ ¸.•` ° •.¸¸.•° .•°``°•.

افتاب

اگر مادرت هنوز کنارت است او را رها مکن و محبتش را فراموش نکن وکاری کن که راضی باشد ???????????????????? چون در تمام زندگی فقط یک مادر داری و وقتی میمیرد ، آنگاه ملائکه میگویند : فوت شد آن کسیکه به سبب آن به تو رحم میشد مادر : اگر گرسنه شدی رستوران است اگر مریض شدی بیمارستان است اگرخوشحال شدی جشن است اگر خوابیدی بیدارکننده است اگر غائب شدی دعاگویت است آیا با او به احسان و نیکی رفتار کردی...... داخل خانه میشویم و میگوییم : مادر کجاست؟ با آنکه از او چیزی نمیخواهیم مادر انگار وطن است!! از او دور میشویم و برمیگردیم که او را ببینیم❤❤ خداوندا از مادرم سه چیز را دور کن تنگی قبر آتش جهنم وفتنه های قبر

مریم

واقعا احساس زیباو قشنگیست [گل]

کلاس پنجم من

ماشا الله پست ها یکی از یکی زیباتر احسن به انتخاب عالی شما همکار ارجمند[گل]

همسفر جاده دلتنگی

پنبه آتش گرفته‌ ای است‌ قلب من کف مزن‌ شعله‌ ورش مکن باد را ببین‌ چگونه درختان را دور می‌ زند و سوی دلم می‌ خزد کف مزن‌ شعله‌ ورش مکن قلبم را در آتش این جزیره تاریخ بگذار تا بسوزد کف مزن‌ شعله‌ ورش مکن‌ باد را ببین چگونه مرا در دهان گرفته و بر آب می‌ رود «شمس لنگرودی»

همسفر جاده دلتنگی

کنارم که هستی خیابان ها از ماهیت می افتند رسیدنی در کار نیست شانه به شانه مقصدم قدم می زنم «شهریار بهروز»

همسفر جاده دلتنگی

ایمان من به تو ایمان من به خاک است ایمان من به رجعت هر شوکتی ست که در تخریب بنای پوسیده ی اقتدار دیگران نهفته است تو چون دستهای من چون اندیشه های سوگوار این روزهای تلخ و چون تمام یادها از من جدا نخواهی شد «نادر ابراهیمی»