روز اول مدرسه

سهراب سپهری درباره روز اول مدرسه می نویسد :

مدرسه، خوابهای مرا قیچی کرده بود. نماز مرا شکسته بود.

مدرسه، عروسک مرا رنجانده بود.

روز ورود یادم نخواهد رفت،

مرا از میان بازیهایم ربودند و به کابوس مدرسه بردند.

خودم را تنها دیدم و غریب.

از آن پس، هر بار دلهره بود که به جای من راهی مدرسه مى شد...

 

                                                                                برگرفته از اتاق آبی

 بازگشت همه بسوی مدرسه و دانشگاه است...

بانهایت تاسف و تأثر

پایان سه ماه عشق و حال و صفا و خواب لذت بخش صبح

و آغاز نُه ماه زجر و بدبختی و امتحان و...

 بر شما دانش آموز و دانشجوی عزیز تسلیت!

/ 27 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختر پاییز

سلام. پاییزتون مبارک. من همیشه تو تعطیلات طولانی مدت احساس یاس و نا امیدی می کنم و عملا کار خاصی انجام نمی دم. اما عاشق فصل تلاش و کارم. من خستگی های دوران تحصیل و امتحاناتش رو به بیکاری و تعطیلات ترجیح میدم. [لبخند] فصل پاییز برای من بهترین فصله[گل]

آزاده

اما دلهر های مدرسه هم، زیبایی های خاص خود را دارد.

کلبه شعر

خوب مدرسه و دانشگاه به زندگی آدم نظم و ترتیب میده و گرچه سخته اما خوب باید زندگی کرد و همش که نمی شه بیکار بود . البته من چندان از شروع دانشگاه خوشحال نیستم اما چه میشه کرد زندگی جریان داره ...

بانو

واقعا [نیشخند][نیشخند][نیشخند]

سپیده

خیلی پست قشنگی گذاشتین .. مرسی [گل] من دلم تنگ شده واسه مدرسه البته درس خوندنشو نه .. فقط و فقط خاطراتش

همسفر جاده دلتنگی

خدايا شروع فصل سرماست خدايا دل ها و زندگي مان را آنقدر گرم قرار بده كه متوجه ی فصل سرما نشويم يا كه حكمت است بودن سرما و نبودن سر پناه آغوشی گرم برايمان قرار بده ...

همسفر جاده دلتنگی

کاش با عقب کشیدن ساعت به گذشته برمی گشتیم نه یک ساعت بلکه هزاران ساعت ...

همسفر جاده دلتنگی

تنهایی نامِ دیگر پاییز است هر چه عمیق‌ تر برگ‌ ریزانِ خاطره‌ هایت بیش‌ تر ...