به نام عشق

به نام عشق که زیباترین سر آغاز است

هنوز شیشه ی عطر غزل درش باز است

جهان تمام شد و ماهپاره های زمین

هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است

هزار پند به گوشم پدر فشرد و نگفت

که عشق حادثه ای خانمان بر انداز است

پدر نگفت چه رازی است این که تنها عشق

کلید این دل ناکوک ناخوش آواز است

به بام شاه و گدا مثل ابر می بارد

چقدر عشق شریف است و دست و دل باز است

بگو هر آنچه دلت خواست را به حضرت عشق

چرا که سنگ صبور است و محرم راز است

ولی بدان که شکار عقاب خواهد شد

کبوتری که زیادی بلند پرواز است

سعید بیابانکی

/ 7 نظر / 16 بازدید
الی

سلام این عکسای زیبارو از کجا میگیرید.......

khodai

عااااااااااااااااااالی[گل][دست][گل][دست][گل]

همسفر جاده دلتنگی

تنها شدم تا با سهراب هم درد باشم ... گاهی تنهایی لازم است تا بدانی تو برای اطرافیانت بودن و نبودنت فرقی نمی کند ...

همسفر جاده دلتنگی

دلم با هر تپش با هر شکستن داره می فهمه که هر اندازه خوبه عشق همون اندازه بی رحمه ...

همسفر جاده دلتنگی

آن چشم ها ... پیش از آن که نگاهی باشد ... تماشایی ست ...

بانو

چقدر از تماشاي تو خالي بودم چقدر از تمناي تو سرشار