دیدار به قیامت

رفتی،

گفتی:

دیدارمان به قیامت!!

اما نفهمیدی

قیامت من

حالاست

که تو، رفته ای .....


رضا تنها

 

/ 11 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترمه

* سکــــوت؛ در آن می توان شکفت، شکست، خندید، بارید، ترسید، شنید. در او می توان نشست و هیچ نگفت و تنها در سکوت است که می توان فاصله ها را با گوهر خیال، پیوند داد. * سکــــــوت گاهی وقتها واقعا زیباست…

فرهاد

سلام چقدر دوست داشتنی است لب خندانی که پشت سرش ، دلی غمگین می تپد و چقدر نفرت انگیز است چهره اندوهناکی که پشت سرش دلی شاد و بی دغدغه کمین کرده است . [گل]

مات خدا

خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را مبادا گم کنم اهداف زیبا را مبادا جا بمانم از قصار موهبت هایت خداوندا مرا مگذار تنها لحظه ای حتی . . .

کوله پشتی

قیامتم را ب تعجیل انداختی.

سيد

سلام چقدر زيبا [گل]

فرنگیس

پلکهای ماه که روی هم بلغزد خورشید جرات میکند تا بالا بیاید و روز میشود ... با آرزوی سلامتی ،آرامش و بهترین ها برای شما...در پناه خدا

انسان

[دست][دست][دست][دست]بابایول...اغراق را باش

محمد

ما خاطره ها را می سازیم و خاطره ها ما را ویران می کنند …