رود جاری احساس

خوبِ من! حیف است حال خوبمان را بد کنیم

راه رود جاری احساسمان را سد کنیم

عشق، در هر حالتی خوب است؛ خوبِ خوبِ خوب

پس نباید با "اگر" یا "شاید" آن را بد کنیم

دل به دریا می‌زنم من... دل به دریا می‌زنی؟

تا توکّل بر هر آنچه پیش می‌آید کنیم

جای حسرت خوردن و ماندن، بیا راهی شویم

پایمان را نذر راه و قسمتِ مقصد کنیم

می‌توانی، می‌توانم، می‌شود؛ نه! شک نکن

باورم کن تا "نباید" را "فقط باید" کنیم

زندگی جاریست؛ بسم الله... از آغاز راه...

نقطه‌های مشترک را می‌شود ممتد کنیم

آخرش روزی بهار خنده‌هامان می‌رسد

پس بیا با عشق، فصل بغضمان را رد کنیم...

رضا احسان پور 

 

/ 12 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همسفر جاده دلتنگی

حالا که آمده ای قبول کن جاده ها به جایی نمی رسند این بار از مسیر رودخانه می رویم ... «محمدرضا عبدالملکیان»

همسفر جاده دلتنگی

چرا هراس؟ چرا شک؟ بیا که من بی تو درخت خشک کویرم که برگ و بارم نیست امید بارش باران نوبهارم نیست ... «حمید مصدق»

مهدیه

سلام خیلی لذت بردم با این مجازستان زیبا بود خیلی تبریک میگم یه خواهش کوچولو یه شاعر هست شعراشو خیلی دوست دارم فقط رو فیس بوک میذاره من خیلی کم میتونم برم میشه شعراشو برام بذارین هادی نژادهاشمی ه خیلی دوس دارم شعراشو مرسی منتظرم

شادی

منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش اشک هایت را با دست های خودت پاک کن همه رهگذرند

حمید

سلام اگر دوست داشتید از غزل های من در وبلاگتان معرفی کنید

سحر

درود و وقت بخیر این شعر از آقای رضا احسان پور هست، میتونید مصرع اول و تایپ و در گوگل جستجو کنید که ایشون هم معترض شدند که چرا به اشتباه نام مرحوم قیصر امین پور پای شعر درج میشه، باتشکر لطفا اصلاح کنید نام شاعرو