از عشق تا نفرت

عشق یعنی

من ~ تو

به ایستگاه ِ نفرت نرسیم ..!

 


/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کمی بودن

بله....

آفتاب

خدایا........ چه کسی تورادراغوش میگیرد!که اینقدر ارامی......!خدایا روی شانه های چه کسی اشک میریزی که غصه نداری .......خدایا ..... نگاه چه کسی برایت معنای زندگی میدهد که امیدواری......

آفتاب

??حافظ زچشمان قشنگ تو غزل ساخت، هرکس که ترا دید به چشمان تو دلباخت، ?? نقاش غزل تاکه به چشمان تو پرداخت، دیوانه شد وازطرز نگاهت قلم انداخت،

khodai

لااااااااااایک[گل][گل][گل]

ترمه

بسیاری از ما "بد حال" بودن را طبیعی می دانیم ... اما برای "خوشحال" بودن باید دلیلی داشته باشیم ... اما شما برای احساس خوشحالی به هیچ بهانه ای نیاز ندارید ... می توانید هم اکنون تصمیم بگیرید که خوشحال باشید ... به این دلیل ساده که زنده اید ... به این دلیل که چنین می خواهید ... لزومی ندارد که منتظر چیزی یا کسی باشید ..!! "آنتونی رابینز"

دختر کوچولو

بچه ها عشق قشنــگ است ولـی سهم عاشق دل تنــگ است ولـی بین معشـــوقه و عاشــــق گه گـاه زندگی صحنه ی جنــگ است ولـی دل معشـــــوقه و عاشـــــق با هـم مثل آیینـــــه و سنــــگ است ولـی با سیــــاهی و سفیــــــدی ترکیـب عشق یعنی که دو رنگ است ولی درد بسیــــار شکســــت عشقـــی بدتـــــــر از زخم پلنــــگ است ولـی دوستــــــانم همه تان می دانیــــــد عشق بی زور تفنـــــگ اسـت ولـی خودمـــــــانیم بـــــــــدون عشقــــی کـــــــار دنیا همه لنــــگ است ولـی بچه ها بـا همــــه ی ایـــــن اوصــاف بخـــــدا عشق قشنــــگ است ولی[گل]

دریا

عشق آموز ، اگر گنج سعادت خواهی دل خالی ز محبت ، صدف بی گهر است ![گل]

همسفر جاده دلتنگی

به چشم هایم آموختم گریستن را تا قطره های اشکم سینه ریزی برای تو شوند ... هدیه ی جدایی ام به تو این است ... «احمد کایا»

همسفر جاده دلتنگی

سیاهی چشمانت شکارگاه من است چونان ستارگان کوچک و چهره ات راه شیری را می‌ماند فقط به خاطر چشم‌های تو شکار می‌شوم ای شاهزادۀ کوچک و آهسته آرام می‌گیرم در تاریکی تاریکی بی رد «آنتوان دو سنت اگزوپری»

همسفر جاده دلتنگی

باز می پرسی چطور اینگونه شاعر شد دلت؟ تو دلت را جای من بگذار، شاعر می شود ... «نجمه زارع»