هدیه خدا

هدیه ام از تولّد

گریه بود

خندیدن را

تو به من آموختی.

سنگ بوده‌ام

تو کوهم کردی

برف می شدم

تو آبم کردی

آب می شدم

تو خانه ی دریا را نشانم دادی.

می دانستم گریه چیست

خندیدن را

تو به من هدیه کردی.



شمس لنگرودی

 

/ 10 نظر / 29 بازدید
فرهاد

شادی نمادی از زیستن آگاهانه است و نمایشی از سپاس گزاری در برابر یزدان پاک ستوده ترین کارها آنست که بزرگترین شادی را برای بیشترین افراد فراهم کنیم .! [گل]

انسان

[هورا][هورا][دست][دست]عالیییییییییییییی

فرنگیس

چنان بر خاطراتت باریده ام به هر بندی بیاویزی شان خیس من اند … ! “مهران پیرستانی”

شادی

خیلی ها میخواهند اول به آسایش و خوشبختی برسند بعد به زندگی بخندند ولی نمی دانند که تا به زندگی نخندند به آسایش و خوشبختی نمی رسند. خوشبختی حسی است که خود میتوانیم تولیدش کنیم. زندگی شکایت از درد و غم نیست. زندگی هزار دلیل دارد برای شاد زیستن و شکرگزاری از خالق. پس تا میتوانید شاد باشیــد.

دریا

سال ها ی کودکی دل ز غصّه دور بود ماهی خیال من حوضش از بلور بود یک درخت سبز بود ، زیرِ سقف آسمان من به گاهواره ای ، گربه ای کنارمان ناگهان شبی بلند ، از سرم عبور کرد بند گاهواره را ، تاب داد و دور کرد برگ های خسته را ، دسته دسته باد برد قصّه های خوب را ، مادرم ز یاد برد سال ها گذشته باز ، حوض خالی ، آب نیست گاهواره ام کجاست ؟ خواب هست و تاب نیست ...........................................................[گل]

یادم باشد برای کسی که قادر به کمک کردنش نیستم، دعا کنم.

هـانـیـه

از راهنماییتون ممنونم.اگه مایل به تبادل لینکین خبر بدین